پنجم آذرماه ۱۴۰۲ – روبهروی سلف مرکزی

گزارش تریبون آزاد دانشجویی دانشگاه شهید بهشتی
این تریبون دانشجویی با برنامهریزی آقای محمد حسن روحانی و عدهای از دانشجویان علاقهمند با موضوع «ازدواج دانشجویی، آری یا نه» در تاریخ پنجم آذرماه ۱۴۰۲ از ساعت ۱۲ تا ۱۳ روبهروی سلف مرکزی دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد. در این تریبون از موافقان و مخالفان ازدواج دانشجویی دعوت شد تا علت موافقت یا مخالفت خود با ازدواج دانشجویی را اعلام کنند که در ادامه با نظرات دانشجویان آشنا خواهیم شد.
مخالف اول دانشجوی پسری بود که گرانی مسکن و تورم را مانع ازدواج دانشجویی میدانست. او میگفت مسئله تأمین مسکن و تأمین دیگر نیازهای زندگی باعث میشود پسرها اعتماد به نفس خود را از دست بدهند؛ در نتیجه پسرها دیگر برای خواستگاری پیشقدم نمیشوند.
موافق اول برخلاف نفر قبلی معتقد بود از آن جهت که نوعی همسطحی میان دانشجویان وجود دارد، ازدواج دانشجویی پدیده مناسبی است. او در ادامه بیان کرد که در نظر خداوند ایمان معیار ازدواج است و جوانان باید این معیار را در ازدواج در نظر بگیرند.

مخالف دوم نیز پسر بود و خطاب به آقای روحانی ابراز داشت دلخوشی برای جوانان باقی نمانده است و از همه سو به آنها امر و نهی میشود. در چنین شرایطی ازدواج دانشجویی تنها یک شعار است. او به تورم اشاره داشت و معتقد بود در شرایط کنونی یک دختر که در زندگی پیش از ازدواجش در خانۀ مثلاً دویستمترمربعی زندگی میکند، حاضر نیست پس از ازدواج با امکانات کمتری زندگی کند. او میگفت پس از فروکشکردن عشق اولیه میان زوجین، مشکلات مالی سر باز میکند و احادیثی که به ازدواج آسان تأکید دارند در گذشته با مختصات خاص خودش کاربرد داشت. امروز برخلاف گذشته امکانات فراوانی در جامعه وجود دارد که بهسادگی نمیتوان از آنها گذشت.
روحانی در پاسخ به این مخالف به داستانی اشاره کرد که در آن پیامبر(ص) بیمقدمه، دختر و پسری را به عقد هم درآورده است. او نتیجه گرفت باید ازدواج را به همان اندازه که پیامبر آسان گرفته است، آسان گرفت. او پس از این داستان ادامه داد جوانان جامعه تمکن کافی برای اجاره تالار، تهیه جهیزیه و تأمین بسیاری امکانات را ندارند؛ اما اشاره کرد که والدین نسل کنونی اغلب زندگیشان را با شرایط اولیه بسیار سخت آغاز کردهاند.
مخالف دوم در پاسخی کوتاه به ایشان بیان داشت شرایط آن زمان سخت بود؛ اما تورم جامعه بهاندازۀ مقطع فعلی نبود.
مخالف اول دوباره شروع به صحبت کرد. او میگفت با فرض رخدادن ازدواج سادۀ دانشجویی، گریز از مقایسه ناممکن است. او میگفت تازهعروس در آینده به دیگر مردان جامعه که تمکن مالی بهتری دارند و زندگی مرفهتری برای همسران خود فراهم کردهاند نگاه میکنند و این جنس مقایسهها باعث فروپاشی زندگی در آیندۀ نزدیک خواهد شد. او همچنین میگفت بهدنیاآوردن فرزند در چنین شرایطی صحیح نیست؛ زیرا پدرومادر از تأمین او عاجزند.
روحانی کوتاه پاسخ داد: «اگر ازدواج نکنیم، چه کنیم؟»
مخالف سوم دختر دانشجویی بود که ذات تریبون آزاد را زیر سوال برد. او میگفت این سخنان باید به گوش مسئولان و مدیران دانشگاهی و غیردانشگاهی برسد و حرفزدن دانشجوها با یکدیگر بیفایده است. میگفت این مسئولان و مدیران شأنی برای دانشجویان قائل نیستند که حرفشان را بشنوند. او در ادامه نظر خودش درباره ازدواج آسان را نیز بیان کرد. معتقد بود ازدواج آسان باعث میشود دختر و پسر حسرت عروسی و پوشیدن لباس عروس و داماد بر دلشان بماند. او صحبتش را با این پرسش ادامه داد که منِ علاقهمند به یک نفر چه شرایطی از ازدواج دارم. میگفت دانشجویان که از تأمین خودشان نیز عاجزند سودای مهاجرت دارند؛ پس نمیتوان به ازدواج دانشجویی فکر کرد. او معتقد بود شرایط جامعه بهگونهای است که دختران بهدنبال پسران و مردان مسنترند که تمکن مالی بیشتری دارند. او سپس کنایهای به مسئولان زد و معتقد بود آقازادهها اجازۀ زندگی به دیگر شهروندان کشور را نمیدهند.
مخالف دوم دوباره شروع به صحبت کرد و گفت در مملکتی که روی نفت خوابیده است او حاضر نیست در خانۀ سیمتری زندگی کند. او خطاب به پرسش روحانی بیان کرد اینکه میگویید اگر ازدواج نکنیم پس چه کنیم بهمعنای نگاهی صرفاً جنسی به یکدیگر است.
روحانی پاسخ داد در خوابگاههای دانشگاه بهشتی بسیار ازدواجهای دانشجویی دیده است که اکنون قوام یافته و به زندگیهای موفق تبدیل شدهاند. او ادامه داد اما مسئولان باید برای این ازدواجها امکاناتی را فراهم میکردهاند؛ اما از این مسئولیت شانه خالی کردهاند.
موافق دوم دانشجوی پسر بود. او گفت ما باید امید و انتظارمان از بندگان خدا را کم و امیدمان به خدا را بیشتر کنیم. او با اشاره به آیه ۳۲ سوره نور گفت خداوند از فضلش دختران و پسران تنگدست را بینیاز خواهد کرد. او در ادامه به فضای بهاصطلاح «صورتی» برخی مذهبیها در فضای مجازی اعتراض داشت و معتقد بود قشری در میان مذهبیها به وجود آماده است که فمنیسم اسلامی راه انداختهاند. او میگفت این قشر هویت مادربودن را از بین بردهاند و مادربودن در میان اینها به شغل تبدیل شده است.

مخالف چهارم دانشجوی پسر بود که معتقد بود قرآن و دستوراتش برای ۱۴۰۰ سال پیش است و الآن نباید به آنها استناد شود. او بهعنوان یک رهنمون به این اشاره داشت که دانشجوها باید به پدران و مادران خود نگاه کنند و اگر محبتشان بدیشان فقط بهعلت رابطۀ خانوادگی است و خانواده برای ایشان امکانات خاصی فراهم نکرده است، باید مراقب باشند خودشان به چنین والدینی تبدیل نشوند.
موافق سوم پسری بود که فیزیک میخواند و به ماده چگال علاقه داشت. او میگفت همانطورکه یک ماده باید در دمای بالا پخت شود تا کاراییاش افزایش پیدا کند، جوانان نیز باید در شرایط سخت قرار گیرند. او ادامه داد این سربالاییهای زندگی را باید بهصورت مشترک طی کرد. او ادامه داد کسی با مادیات و سرویس طلا و خانه منطقۀ ولنجک نباید ازدواج کند و با پایینآوردن توقع شاید یک دانشجو بتواند چند سال بعد در مناطق پایینتر شهرهای اطراف منزل تهیه کند. او در پاسخ به مخالف دوم گفت ازدواج فقط ارضای جنسی نیست که عواقب ازدواجنکردن تعبیر به نگاه جنسی شود. او به فراوانی جامعهشناسان غربی اشاره میکرد که ازدواجنکردن را عامل مشکلات اجتماعی متعدد میدانستند.
مخالف پنجم که دختر بود میگفت زندهبودن با زندگیکردن متفاوت است. دختران خانۀ منطقۀ ولنجک نمیخواهند؛ اما نباید به زندگی سخت نیز افتخار کرد.
مخالف اول دوباره شروع به صحبت کرد. او این بار گفت انسان همیشه در رنج و اندوه است. دانشجویی که نه میتواند آرزو داشته باشد نه رویایی دارد و امنیت جانی، مالی و فکریاش تأمین نشده است نباید به ازدواج فکر کند.
موافق چهارم پسری بود که بهتازگی و در مهر ۱۴۰۲ ازدواج کرده بود. او میگفت نباید به بهانههای مادی دختر و پسری که یکدیگر را دوست دارند خود را از این علاقه محروم کنند و منتظر روزی باشند که شرایط کاملاً مهیا میشود. او با اشاره به شرایط سخت خودش معتقد بود باید با این شرایط کنار آمد. او در نقدی که به حکومت داشت میگفت خوابگاههای متأهلی فعلی نیز بهدرستی استفاده نمیشوند و بسیاری از خوابگاههای متأهلی اکنون خالی است.
مخالف ششم دختری بود که صحبتش را با پرسشی از جمع آغاز کرد. او از جماعت حاضر پرسید چند نفر از آنها حقوق بیش از ۱۰میلیون تومان دارد. او پس از دیدن کمبودن تعداد کسانی که اظهار درآمد بیش از ۱۰میلیون دارند گفت چرا چنین افرادی که از تأمین حداقلهای خودشان نیز عاجزند باید به ازدواج فکر کنند. او در ادامه گفت هر زمان حداقلها در جامعه فراهم شود جوانان باید به ازدواج فکر کنند.
پس از ابراز نظر مخالف ششم، مجری اعلام کرد که زمان تریبون تمام شده است؛ اما برگزارکنندگان در نظر دارند گفتوگو دربارۀ ازدواجهای دانشجویی را در قالب کارگاه، مناظره، آموزش و… ادامه دهند.


