این دورهمی دانشجویی با عنوان «دورهمی مجردها» در حیاط دانشگاه شهید بهشتی در تاریخ ۱۹ آذر۱۴۰۲ ساعت ۱۵ برگزار شد.

دورهمی دانشجویی
این دورهمی دانشجویی با عنوان «دورهمی مجردها» در حیاط دانشگاه شهید بهشتی در تاریخ ۱۹آذر۱۴۰۲ ساعت ۱۵ برگزار شد. در این دورهمی دانشجویان با مجریگری نمایندهای از بسیج دانشجویی و میزبانی کارشناس روحانی گرد هم آمدند و دربارۀ «آشنایی مدرن یا سنتی» دختر و پسر برای ازدواج صحبت کردند. این دورهمی در ادامۀ تریبون آزاد «ازدواج دانشجویی، آری یا نه» چند هفته قبل همین دانشگاه برگزار شد.
در این دورهمی، هفتهشت نفر بهصورت مستقیم و دهپانزده نفر غیرمستقیم و گذرا بهعنوان تماشاچی حضور داشتند. توزیع جنسیتی شرکتکنندگان تقریباً برابر بود. ظاهر و پوشش شرکتکنندگان نیز نشان میداد دانشجویانی با طیفهای مختلف فکری در این دورهمی شرکت کردهاند. شرکت برای عموم دانشجویان در این دورهمی مجاز بود؛ اما حلقۀ نخست شرکتکنندگان از قبل ثبت نام کرده بودند. با شروع دورهمی و پیشرفتن صحبتها عدهای از دانشجویان در حال گذر به بحث علاقهمند شدند و به دورهمی پیوستند. عدهای نیز توجهشان جلب شد و بهعنوان تماشاچی در دورهمی شرکت کردند.
گفتوگو با طرح پرسش از طرف کارشناس آغاز شد. برخی دانشجویان به این پرسش پاسخ دادند و کارشناس تلاش میکرد همه در بحث مشارکت کنند. با شنیدهشدن تعدادی از پاسخها دانشجویان علاقهمند شدند به یکدیگر پاسخ دهند. در ادامه بحث و گفتوگو میان دانشجویان شکل گرفت. دانشجویان تلاش میکردند مزایا و معایب هر کدام از شیوههای آشنایی سنتی یا مدرن برای ازدواج را شرح دهند. بحثها به پیداشدن مسیر سومی منجر شد که نه ازدواج سنتی را مطلوب میدانستند و نه ازدواج کاملاً مدرن را. این مسیر سوم مسیر میانهای بود که مزایای هر یک از شیوههای سنتی و مدرن را در کنار هم قرار میداد و معایب هر دو را پس میزد. برخی گفتوگوها در ادامه آورده شده است.

پسر، دانشجوی اول: تعبیر از ازدواج سنتی اینطور است که دو غریبه با یکدیگر ناگهان ازدواج میکنند. ازدواج مدرن نیز اینطور تعبیر شده است که دو نفر چند سال با یکدیگر رابطه دارند و بعد تصمیم میگیرند که ازدواج کنند یا نه.
مجری: ملاکهای تعریف یک ازدواج بهعنوان ازدواج سنتی چیست؟
دختر، دانشجوی دوم: نتیجه ازدواجهای مدرن فعلی ازدواج سفید است و نتیجه ازدواجهای قدیمی ازدواج غریبهها.
پسر، دانشجوی سوم: تعبیر من از ازدواج سنتی ازدواج ساده و کمزَرقوبرق است و تعبیرم از ازدواج مدرن، ازدواج پرزَرقوبرق.
کارشناس: منظور ما شیوههای سنتی یا مدرن در آشنایی است نه ابعاد دیگر.

در حقیقت دانشجو در این مرحله سعی در پرداختن به ابعاد دیگری از ازدواج مدرن یا سنتی داشت که کارشناس متوجه آن بود و آن را به جلسهای دیگر موکول کرد و تلاش کرد تمرکز دانشجویان بر مسئلۀ »آشنایی به شیوه مدرن یا سنتی» باشد. کارشناس سپس سعی کرد گفتوگوها را حول موضوع متمرکزتر کند و از دانشجویان خواست دربارۀ این موضوع صحبت کنند که بهتر است خانوادهها دختر و پسر را به یکدیگر معرفی کنند یا دختر و پسر خودشان یکدیگر را پیدا کنند.
پسر، دانشجوی چهارم: اینکه خودمان برویم همه مراحل آشنایی را طی کنیم و بعد به خانوادهها اطلاع دهیم خوب نیست. با اینکه خانوادهها دختر و پسر را به یکدیگر معرفی کنند مخالف نیستم.
کارشناس پاسخ داد: روانشناسان معتقدند فارغ از شیوۀ آشنایی، اصول آشنایی باید رعایت شود. هر شخصی باید برای ازدواج خطوط قرمز و نارنجی تعریف کند. اگر فرد خطوط قرمز را رد میکند از همان ابتدا رد شود و اگر خطوط قرمز را رعایت میکند خطوط نارنجی دربارۀ او بررسی شود. در شیوۀ کاملاً مدرن، این خطر وجود دارد که دختر و پسر عاشق هم شوند و خطوط قرمز خودشان را فراموش کنند. او سپس پرسید این خطر را چطور باید مدیریت کرد؟
پسر، دانشجوی پنجم: در تکمیل حرف کارشناس بگویم اینکه اگر فقط مسئله شروع رابطه است، هیچکدام از شیوههای مدرن یا سنتی مزیتی به هم ندارند و همین موضوع خطوط است که اهمیت دارد.
کارشناس: سوال بعدی من این است که اصلاً از آشنایی دنبال رابطه باشیم یا ازدواج؟

دختر، دانشجوی دوم: دخترها دنبال روابط باثباتاند و پسرها نیستند.
پسر، دانشجوی پنجم: پسرها اصلاً دنبال روابط ناپایدار نیستند. اتفاقاً دخترها مسئولیتناپذیرترند.

پسر، دانشجوی ششم: به نظرم دختر دوم جامعۀ آماری پسرهایی که از آنها شناخت دارد به اندازۀ ما پسرها نیست؛ پس فرضیهاش دربارۀ پسرها نیز درست نیست؛ البته من خودم دنبال رابطهام نه ازدواج.
براثر این رفتوبرگشتهای متوالی میان دانشجویان که گاه نیز به اتهام شبیه میشد مجری سعی کرد با پرسشهای متوالی طرفداران رابطه را در تنگنا قرار دهد. این رفتار مجری به مذاق دانشجویان خوش نیامد و بهصورت ضمنی از او درخواست کردند اجازه دهد ادامه گفتوگوها میان دانشجویان و با هدایت کارشناس انجام شود. کارشناس تلاش نیز در ادامۀ تلاش میکرد دانشجویان بهدور از قضاوتهای شخصی و برچسبزدن به یکدیگر در چهارچوب موضوع با یکدیگر بحث کنند؛ مثلاً در ادامه درخواست کرد موافقان رابطه و مخالفان آن علل خود را بیان کنند.
بحث و گفتوگو میان دانشجویان سپس ادامه پیدا کرد. برخی تجربههای خود از رابطه یا آشنایی در چهارچوب خانواده یا غیرخانواده را بیان و اثر آن را بر زندگیشان بیان کردند. کارشناس نیز تلاش میکرد پاسخهای دانشجویان ریزبینانه باشد. او گاه با طرح پرسش و گاه با نتیجهگیری از حرفهای دانشجویان تلاش میکرد دانشجویان از پرداختن به مباحث سطحی و ابراز گزارههای نادقیق برحذر باشند.
صحبتها تا اذان و سردشدن بیش از حد هوا و تاریکشدن آن ادامه پیدا کرد. از صحبتها به نظر میرسید برخی پرسشهای جدید در ذهن دانشجویان ایجاد شده است. برخی نه موافق آشنایی سنتی بهمعنای ازدواج غریبهها و نه موافق آشنایی مدرن بهمعنای روابط افسارگسیخته کاملاً آزاد بودند. پرسشهای مطرحشده و برخی پاسخها نشان میداد امکان گسترش گفتوگو به بحثهایی بنیادیتر از «شیوۀ آشنایی دختر و پسر» وجود دارد. دوگانههایی مانند «ازدواج یا رابطه» در این مباحث مطرح میشد که لازم است در گفتوگوهای بعدی بدان پرداخته شود.


