آزاداندیشی نباید نمایشنامه تئاتر باشد که آدمها بیایند نقش بازی کنند. واقعا باید مناظره باشد، واقعا کرسی باشد.

محمدحسن روحانی مشهدی
آقای محمدحسن روحانی مشهدی، فعال رسانه و حوزه خانواده، دانشآموخته حوزه علمیه قم و دانشگاه علامه طباطبایی است. او مقطع ارشد خود را در رشته فقه و حقوق خانواده گذرانده است. در این مصاحبه، با وی پیرامون تجربیات خود در حوزه آزاداندیشی، از دانشگاه تا مدارس و حوزههای اجتماعی، پرداخته شدهاست.
– در حوزه گفتمانی و کرسی شخص شما برگزار کردید یا نه، فقط تجربه حضور دارید؟
من از سال 91 در دانشگاه حضور دارم. در دانشگاه آل طه و تقریباً 9 سال هم در دانشگاه شهید بهشتی. در خوابگاه کوی برادران و کوی خواهران ، پردیس اکباتان و 5 سال هم در مدارس فرزانگان ، و حُسنیه بودم، مدارس خیلی متعددی بود. تجربه برگزاری آن در مدارس که خودم برگزار کردم. در ایام برجام کرسی گذاشتیم، دو نفر دانشآموز آمدند، موافق برجام، مخالف برجام، در مقابل 500 دانشآموز بحث کردند. در فضای دانشگاه هم در خوابگاهها ما مهمانهای متعددی در حوزههای مختلف ازدواجی و غیره دعوت کردیم و آدمها آمدهاند موافق و مخالف حرف زدند و صحبت کردند. در بحث عدالتخواهی هم تجربه آن را داشتهایم این اتفاق افتاده است.
– شخص شما در آن گفتگوها چه نقشی داشتید؟
بیشتر به عنوان برگزارکننده و مجری بودم و در بعضی از مواقع هم به عنوان مهمان بودم و عرضم به خدمت شما مثلاً در دانشگاه صنعتی شریف درباره فیلترینگ یک مناظرهای برگزار کردیم. الآن هم ایده آن را من به صدا و سیما دادهام که مناظرات متعددی در حوزه خانواده و ازدواج باید برگزار شود. حتی طرح یک برنامه آن هم تصویب شد اما عملی نشد ولی انشاءالله آن هم اجرا خواهد شد.
– مدت زمان آن چقدر بوده است؟
مثلاً شش مورد، سه ساعتی بوده است.
– هر مورد سه ساعته بوده است. درست است؟
بله.
– کجا بوده است؟
دانشگاه شهید بهشتی.
– موضوع چه بوده است؟
موضوع در همین بحث اغتشاشات بوده است سال 1401، فتنه 1401 بوده است که دو گروه دانشجو با هم، من نشستم و جلسه را اداره کردم، به نمایندگی از کل شرکت کننده ها با هم بحث کردند.
– شما بفرمایید این را با کدام مرکز یا معاونت و دانشگاه هماهنگ کردید که برگزار شد؟
با هیچکس. من چون خودم مسئول خوابگاه هستم، این را جزء برنامههای فرهنگی خوابگاه تعریف میکنم و به عنوان روحانی با نظارت خودم و با حضور خودم انجام می دهم. و هماهنگی با نهاد رهبری در دانشگاه.
– پس در آنجا ممانعت نشد؟
نه. البته مثلاً ما یک بار این را داشتیم. با موضوع ازدواج که اول میخواستند همه برنامههای دانشگاه شهید بهشتی را لغو کنند چون ایام شلوغی های 1401 بود ولی من به آنها توضیح دادم که موضوع ما حاشیه ندارد و قبول کردند. پذیرفتند.
– شما بفرمایید مثلاً همین موضوع ازدواج که موضوع کمی مربوط به اغتشاش چهارده صفر یک بوده است، مثلاً این موضوعی که شما انتخاب کرده بودید، برای دانشجوها جذابیت داشت؟ حاضر شدند گفتگو کنند و ادامه بدهند؟
صد درصد و استقبال بسیاری هم از آن داشتند.
– منظور این است که آن جذابیت برای آنها حداکثری بود یا خیر، فقط چند نفر فقط آمدند بحث کردند؟
نه، کلاً موضوعات روز، موضوعاتی که دغدغهی دانشجو است مثل ازدواج او، مثل مسائلی که اقتضایی است و مثلاً یکدفعهای میرود جنگ غزه. این موضوعات، موضوعاتی است که دانشجوها استقبال میکنند به شرط اینکه نوع آن، نوع ساختگی نباشد. نمایشنامه تئاتر نباشد که آدمها فقط بیایند یک نقشی را بازی کنند. واقعا مناظره باشد، واقعا کرسی باشد. ما در قم یادم هست مثلاً یک زمانی هر هفته کرسی آزاداندیشی بود، دکتر گلشنی میآمد و خیلی صریح خیلی چیزها را نقد میکرد. میخواهم بگویم که در کرسی آزاداندیشی دغدغه رهبری این است که مبانی هم نقد شود. اصلاً گفته نشود که آقا چون شما در کرسی آزاداندیشی این حرف را زدی پس مرتد هستی یا کافر هستی. این باید وربیفتد. حالا در فضای دانشگاهی باید بگوییم قضاوت ممنوع. یکی از شروط کرسی باید این باشد که تو اینجا اصلاً قضاوت نمیشوی. یک کس دیگر را متهم کند. بله، منِ آخوند دانشجو هم شاید بروم در کرسی آزاداندیشی، برای اینکه برای من یک مسئلهای حل شود، بیایم به عنوان مخالف درباره حذف یک چیزی هم صحبت کنم. مثلاً بیایم درباره یک بخش حجاب اجباری هم بخواهم صحبت کنم. نباید من ناامن باشم که اگر من بیایم این بحث را صحبت کنم، یک کسی فکر کند نگاه خودم هم این است.
– حدوداً چند نفر در این گفتگو مثلاً مستقیم شرکت داشتند که خودشان بحث کنند؟
40 نفر.
– چند نفر نظارهگر بودند؟
40 نفر. 20 تا موافق بودند و 20 تا مخالف، 40 نفر.
– پس هر 40 نفر درگیر بودند؟
بله.
– بعد ترکیب جنسیتی چطور بود؟
فقط آقایان بود.
– ترکیب سنی آنها چطور بود؟
همه از لیسانس تا دکترا بودند. از 18 سال تا 26 سال یا حتی 30 سال.
– به نظر شما موضوع و جو حاکم و یا خود شما چه ویژگیای داشت که توانستید همه این 40 نفر را حاضر به گفتگو کنید؟
از قبل آن البته دنبال یک هدف یا یک نگاه نبودم. واقعاً میخواستیم بدانیم حق چیست. نمیخواستیم بگوییم حق با روسیه است یا مثلاً سران غرب که شروع جنگ را انجام دادند. نه، میخواستیم ابعاد مختلف واضح شود. برای همین یک دانشجویی میخواست حرف بزند نگران نبود که میخواهم جلوی او را بگیرم یا من میخواهم به او عناد پیدا کنم.
– خب چه ابزارهایی استفاده کردید؟
ما راستش آن جلسه در نمازخانه بود و امکاناتی نداشتیم. پروژکتور نداشتیم. هیچ امکاناتی نداشتیم.
– منظور اینکه ابزارهای کاربردی کلامی، چطور توانستید اینها را حول این محور بیاورید؟ قانع کردید یا نه به عنوان اینکه من دارم برگزار میکنم…
اینها مهم است. من چون دو سه سال اینجا در مسجد خوابگاه دانشگاه من را میشناختند که آدمی هستم که پذیرا و شنونده هستم. شخصیت آن کسی که برگزار میکند، نوع جلسه. من به توهین کننده اخطار میدهم به آنها اما یک وقت نه، هی گوش میکنم، حتی خلاصه و برداشت خودم را از حرف آن کسی هم که نظر مخالف دارد میگویم و تکرار میکنم و بعد میکروفن را به نفر بعدی میدهم. این باعث میشود که آدمها هم بدانند که این گزارشی است و واقعاً هم من نمیخواستم به جایی گزارش بدهم. یعنی من اصلاً به نهاد هم نمیخواستم گزارش بدهم. اصلاً ما وظیفهای نداریم. یک چیزی بود فقط دلی بود.
– هدف شما از این گفتگو چه بود؟ از اینکه این 40 نفر را درگیر این بحث کردید، هدف شما چه بود؟
هدف این بود که ما یک گروهی داریم، گروه نمازخانه که مثلاً 70-80 نفر هستند، آنجا دعوا شد. سر بحث این موضوعات. من گفتم چرا دعوا در گروه میکنید. بروید در نمازخانه همدیگه را نقد کنید و پاسخ داشته باشید. همین.
– بعد اینها را به اقناع رساندید یا تفاهم کردند؟ نتیجه چه بود؟
نه، کلاً خیلی از مباحثی که بحث می شود به اقناع نمیرسند. مهم این است که با دلایل مختلف آشنا میشوند.
– نتیجه آن چه شد؟
نتیجه آن این است که دیگر در گروه یا در دانشگاه دعوا نمیکنند. میدانند اگر طرف نظر مخالفی دارد، آن هم بر پایه یک عینک است، آن هم بر پایه یک نگاه و ایده است.
– در واقع شما میگویید این به جای اینکه اینها در فضای مجازی با هم دنبال میکردند و پینکپنگی رد میشدند، حضوری آمدهاند در کف نشست با هم بحث کردهاند. درست است؟
بله. بعد نیتشان، میفهمند که خیلیها فکر میکنند طرف چون نظر مخالف دارد، نیت بدی هم دارد در حالی که هر دو با یک حسن نیتی، دو تا نظر متفاوت دارند.
– رفتار خارج از عرف آداب هم بود که از این طرفین سربزند؟
نه، علت آن هم معلوم است. چون فضا در نمازخانه بود و بالاخره دو نگاه مخالف هم جزء نمازگزارها بودند.
– مثلاً میگویم که چطور ؟ آیا پرخاشی بود یا اینکه طرف بیاید توهین کند؟
نه، صدا بلند کردن بود. تهش داد زدن بود.
– چطور اینها را در مسیر گفتگو آوردید؟
بیشتر روی آن حساس نشدیم یعنی اجازه دادیم که در بسترش احساسات خودش را نشان بدهد. ما پذیرفتیم.
– بعد از اینکه کلاً بحث تمام شد و نشست تمام شد، گفتگو تمام شد، نظر گفتگوکنندگان چطور بود؟ رضایت داشتند یا نداشتند؟ و آیا مایل بودند در سریهای بعدی هم شرکت کنند؟
پرسشنامه که نداریم ولی کلاً ما این جلسات این شکلیمان زیاد بود و عدد آن کم نمیشد و بر اساس موضوع آدمها میآمدند. اگر موضوع ازدواجی بود آنها که دغدغه ازدواج داشتند، اگر موضوع سیاست بود، آنها که سیاست داشتند.
– پس پایان جلسه رضایت داشتند؟
صد درصد.
– خروجی رسانهای این گفتگوها چطور بود؟ چه بستری منتشر شد؟ بازتاب داشت یا نداشت؟
یک عکسی از جلسه میگرفتیم و در گروه خودمان میگذاشتیم. نه. بازتاب رسانهای خاص نداشت.
– علت اینکه رسانهای نمیکردید چه بود؟
دانشجوها احساس نکنند که این یک برنامهی شو هست. نمیخواستیم یک برداشت رسانهای شود چون برداشت رسانهای لزوماً خیلی وقتها دقیق نیست، هیچ رسانهای نداریم که بیطرف باشد.
– اگر رسانهای باشد که حول محور اینکه همان فرمایش آقا را بیاید پیاده کند که آقا کرسی باید برگزار شود، همه حضور پیدا کنند، به جای فضا مجازی، همه بیایند فضای واقعی و حضوری بیایند برگزار کنند، رسانهای بیطرف باشد چطور؟
چون قبل آن با دانشجوها صحبت نکردیم و با چهرهشان مشخص نباشه نوع لباس پوشیدن آنها هم لباس پوشیدن فضای خوابگاه و معمولی و خیلی از اینها، صلاح نبود جایی منتشر شود. ولی کلاً من در فضای مجازی در پیج خودم که 142 هزار مخاطب دارد و ایتای من که حدود 17 هزار مخاطب دارد، بارها گفتهام که در فضای دانشگاه باید هم صحبت کرد، حرفشان را شنید و ویدیوی آن را هم منتشر کردهام که سر قضیه همین سال 1402 دانشجوها دور من نشستهاند و با هیجان با من صحبت میکنند.
– با توجه به تجربه خود، گفتگوی ایدهآل به نظر شما چه ویژگیای دارد که به نظر شما مثلاً آن موضوع یک کشش یا جذابیتی برای دانشجو یا گفتگوهای دانشجویی داشته باشد.
یک، موضوع موضوع روز باشد یا دغدغه باشد. دو، نیت از این جلسه شفاف به دانشجوها گفته شود. که نیت آن گزارش است، نیت آن میخواهیم شما را قانع کنیم، نه میخواهیم فقط یک نگاه جدیدی را با آن برای شما باز کنیم. نیت هم مشخص باشد. فضا، فضای امنی باشد. دانشجو احساس نکند که قرار است با بیان نگاهش مؤاخذه شود یا از چشم بیفتد. و این نکته اصلی که شما هم اصلاً یک جمله از من بخواهی بنویسی این است: ما در جامعهای هستیم با 80 میلیون فکر. با بیش از ده نوع اقوام و شاید نزدیک به ده نوع فرهنگ و زبان مختلف و با سلایق مختلف و با ظواهر مختلف. ما هزار نوع پوشش داریم. از بیحجابی که اگر آزاد شود میخواهد شورت بپوشد تا کسی که فقط موهایش میخواهد پیدا شود تا فقط یک کم موهای او پیدا شود. فقط موهای او پوشیده باشد. پایین باز باشد. بالا باز باشد پایین بسته باشد. یک چادر فقط سرش بگذارد ولی باز باشد. چادر را بگیرد، چادر را روی زبان خود بگیرد، روی دماغ خود بگیرد، روی چشم خود بگیرد، پوشیه بزند از خانه بیرون نیاید. ما هزار نوع مدل داریم و اگر بخواهد آدمها بروزشان و نمودشان نمود داشته باشند ممکن است برود در خیابان و خشم و دعوا و اختلاف. اگر هم بگوییم بروز نداشته باشند، باز هم به اختلاف میخوریم چون میگوییم در دلش میماند و عقده میشود. باید یک جا در یک فضای امنی این بروز داشته باشد. آن کجا است؟ کرسی آزاداندیشی. یعنی کرسی آزاداندیشی میآید آن نیازها و احساسات و افکار انسانها را بیرون میریزد و میپذیرد که این چنین حسی دارد. یعنی تعریف کرسی آزاداندیشی این است که من بپذیرم آن آدمی که آنجا نشسته است، چنین احساسات، چنین افکار و چنین نیازهایی دارد و تأیید کنم که اول بپذیرم، دوم اگر میتوانم به او کمک کنم، کمک کنم. اگر میدانم نمیتوانم به او کمک کنم به او بگویم. آقا دوست عزیز، این سؤالی که میپرسی، حالا خیلی مواقع میگوید من جوابی برای آن ندارم. این راه من بود. همین را میدانم.
– شما میفرمایید که الآن به نظر شما اگر بخواهید مثلاً کرسی یا نشست بعدی را برگزار کنید، شما چه موضوعی را پیشنهاد میدهید؟ مثلاً این موضوعی که الآن ذهن شما را درگیر کرده است، به نظر شما دانشجوها استقبال میکنند، چه موضوعی را در جلسه بعدی گفتمانی تان شکل میدهید؟
من خودم در حوزه خانواده و ازدواج کار میکنم. موضوع آن خانواده و ازدواج هست. سعی میکنم هم مباحثی که دولت را درک کنم مثل خوابگاه متأهلی در آن باشد، هم مباحثی که نخبگان را نقد کنم مثل واسطهگری در آن باشد، هم مباحثی که خود دختر و پسر را نقد کنم باشد مثل ایده آلگرایی، هم مباحثی که در واقع رسانه و بلاگرها را نقد کنم هست به عنوان کسانی که باعث شدند که این ایدهآلگرایی در جوانها ایجاد شود. موضوعات این چنینی که مطرح میشوند.
– شما مایل هستید که حتماً کرسی با یک جمعیت خاص مثلاً صد نفره، دویست نفره برگزار شود یا نه، گفتگو با پنج نفر، ده نفر، بیست نفر هم میتواند شکل بگیرد و نتیجهبخش باشد؟
چه بسا بهتر باشد. یعنی خروجی یک بحث 20 نفره بهتر از 100 نفره است چون آدمها میتوانند حرف بزنند و نظر خود را بگویند. من آخرین کرسیای که داشتم در حوزه هنری بود، چهارشنبه هفته گذشته(آبان ماه 1402) ، با حضور 20 نفر دانشجوی مجرد که نصف آنها مخالف این ازدواج نیمه مستقل بودند، نصف آنها هم موافق بودند. بحث میکردند و نظرات میدادند که این جلسه عکس و فیلمش هم هست.
– سؤالی بود که به نظر شما از شما نپرسیده باشیم؟ مثلاً بگویید که این سؤال اگر در بعد کرسی گفتمانی میشد بهتر بود که من جواب بدهم؟
ببینید مهمترین سؤال این است که چرا رهبری از 15 سال پیش که ما دبیرستان بودیم، از دهه 80 روی کرسی آزاداندیشی تأکید میکنیم، از سال 85، 84، 83 تا به امروز اجرا نشده است. من فکر میکنم حالا شما میروید میبینید یک بخش آن امنیتی است، یک بخش آن دانشگاهها با رهبر همراهی نمیکنند. مثلاً آنهایی که رهبر را قبول ندارند اینطوری است. من فکر میکنم عمدهترین دلیل آن این است که آن کسانی که اعتقاد به رهبری دارند ولی باور به رهبری ندارند. در واقع به خاطر جایگاههایشان. یعنی کسانی هستند که… میگویند آقا رهبر خیلی خوب است. حتماً ما مطیع هستیم. جانم فدای رهبر اما به وقت آن که امر رهبری میرسد که آقا کرسی را بگذارید، اینجا میگویند اگر این را بگوید جوان چه میشود؟ اگر بیاید ما را نخواهد. یا آدمهایی هم هستند که نگران این هستند که این مباحث به خودشان هم در کرسیها کشیده شود.یعنی به رئیس دانشگاه، به مسئول دانشگاه، به رئیس نهاد رهبری در دانشگاهها، به نهاد رهبری دانشگاهها، به فرهنگی دانشگاه. چون ترس دارند که این علم به خودشان برسد بیایند با یک بهانهها و توجیهاتی اصل کرسی آزاداندیشی را از بین میبرند.
– تا الآن حدوداً میتوانید بگویید چند گفتمان و کرسی خودتان حضور داشتهاید؟
من از سال 92 تا امروز در دانشگاه هستم. دو سال در روزنامه سرمقاله مینوشتم. سردبیر هستم در صدا و سیما.


